التماس دیکتاتور

 

                      

عاقبت

بهرام که گور میگرفتی همه عمر     دیدی که چگونه گور بهرام گرفت!

 

به امید سرنگونی همه ی دیکتاتورها و ظالمان جهان

اللهم عجل لولیک الفرج

مسابقه ی دانشگاهی

 تيم فوتبال دانشگاه صنعت شريف با درخشش عادل فردوسي‌پور و علي دايي موفق شد با نتيجه 6 بر 5 تيم دانشگاه تهران را شكست دهد.
به گزارش سايت گل اين ديدار امروز صبح در زمين دانشگاه شریف برگزار شد و علي دايي و عادل فردوسي‌پور دو چهره خبرساز فوتبال ايران كه از دانشگاه شريف فارغ‌التحصيل شده‌اند در تركيب اين تيم به ميدان رفته و هر روي هم 5 ثمر رساندند، عادل دو گل به ثمر رساند و علي دايي كه وزن خود را كم كرده هت‌تريك كرد.

 در تيم دانشگاه تهران چهره‌هايي مثل محمدحسن انصاري‌فرد مديرعامل راه آهن، حسين عبدي و رحمان رضايي حضور داشتند اما دانشگاه شريف با امتياز ميزباني بازي را به سود خود تمام كرد.
اين مسابقه كه در سالن ورزشي دانشگاه صنعت شريف برگزار شد 5هزار تماشاچي داشت و عده زيادي هم بيرون سالن پشت در ماندند.
 جالب اينكه بازي تا دقايق پاياني با نتيجه 5 ـ 5 مساوي پيش رفت كه داور با يك ضربه پنالتي به سود تيم دانشگاه شريف نتيجه را تغيير داد.
گل

اعدام باید گردد فایده ای ندارد پول ها را در یابید

1- ماجرای دزدی سه‌هزار‌میلیارد تومانی بسیار جدی شده است. كلمه «دزدی» را به كار می‌برم كه حق مطلب را ادا كرده باشم. شناسایی، پیگرد و مجازات تبهكار یا تهبكارانی كه این جرم را مرتكب شده‌اند، مهم است و خواسته همه مردم. تعیین اشد مجازات برای مجرمان هم البته مهم است و شاید از یک‌سو باعث «خنک شدن دل» مردم بشود و از دیگر سو ممكن است كسانی را كه اقدام به چنین كارهایی در ذهن‌شان است، به تامل وادار كند. البته اگر این «اشد مجازات» به‌طور جدی و واقعی اجرا هم بشود.

2- اما مطلب مهم‌تر، موضوع پول‌هاست. مبلغ دزدی را - تا وقتی كه یكی از روزنامه‌ها با عدد در صفحه اولش ننوشته بود – بنده نمی‌توانستم به عدد بنویسم و متوجه شدم خیلی‌ها همین مشكل را داشتند. صحبت یک‌شاهی و صد دینار نیست. گفته شده این مبلغ بیش از سرمایه بانک اصلی مال‌باخته است و به دیگر سخن این بانك باید ورشكسته تلقی شود. 
با تبدیل مبلغ ریالی به دلار و یورو و پوند و با مقایسه آن با هزینه بسیاری كارها یا بودجه تخصیصی برای امور عمرانی و خدماتی و ... دل‌ها به درد و چشم‌ها به اشک می‌آید و ناچار این تصور در ذهن شكل می‌گیرد كه «شهر زیادی شلوغ است.»

3- «نابود باید گردد» و «اعدام باید گردد» در این مورد، اگر هم از قوه به فعل تبدیل و واقعاً عملی شود، دردی را دوا نمی‌كند. پول‌ها را باید دریابند. در این ماجرا بازگرداندن و پس‌گرفتن پول‌های دزدیده شده از حبس و تعزیر و اعدام مرتكب مهم‌تر است. بی‌جهت نیست كه قانون‌گذار در تبصره سه‌ ماده پنج قانون تشدید مجازات مرتكبین ارتشا و اختلاس و كلاهبرداری مصوب 1367 مقرر كرده است: «هرگاه مرتكب اختلاس قبل از صدور كیفرخواست تمام وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد نماید دادگاه او را از تمام یا قسمتی از جزای نقدی معاف می‌نماید و اجرای مجازات حبس را معلق ولی حكم انفصال درباره او اجرا خواهد شد.» 

مفهوم ساده این ماده این است: اگر دزد پیش از صدور كیفرخواست پول دزدیده شده را پس بدهد دادگاه او را از پرداخت جزای نقدی معادل دو برابر وجه دزدیده شده – یا قسمتی از این جزای نقدی – معاف می‌كند و اجرای مجازات حبس او را هم، كه می‌تواند تا 10‌سال حبس باشد معلق خواهد كرد. اما این «تحفه» از خدمت دولت منفصل و اخراج می‌شود.

4- این حكمی منطبق بر عقل است و اهمیت و فایده آن در مواردی نظیر این دزدی «كوچولوی چهارده رقمی» آشكار می‌شود. از جزییات قضیه كسی خبر ندارد اما از اطلاعات داده شده در جراید این‌گونه می‌توان فهمید كه «مختلس» - یعنی همان دزد و سارق – از یک بانک با ارایه مدارک جعلی یا بی‌ارزش، «اعتبار اسنادی» گرفته و بعد این اوراق را در بانک‌های دیگر تنزیل كرده، یا به تعبیر دیگر مبلغی از رقم مندرج در سند را كم كرده و پول نقد گرفته و اسناد مالی را با ظهرنویسی به بانک خریدار تحویل داده است. در مورد اینكه بعدا چه اتفاقی افتاده اطلاع دقیقی در مطبوعات نیست. اما از آنجا كه از اعتبار اسنادی برای معاملات خارجی و واردات استفاده می‌شود شاید قضیه‌ای باشد كه مثلاً بعدا مشخص شده «پروفورما» - یا پیش فاكتور – مجعول یا صادركننده آن بی‌اعتبار یا كم‌اعتبار بوده یا مدت آن منقضی شده یا حتی در قبال آن به جای جنس مندرج در «پروفورما» خرده‌آهن و پاره‌آجر وارد شده و مرجع بازرسی‌كننده كالا در مبدا هم در این خصوص تبانی و تقلب كرده است. حالت اخیر به این مفهوم است كه دزد داخلی مبلغ ریالی را نقدا گرفته و دزد یا دزدان خارجی هم معادل ارزی آن را دریافت و احتمالا مقداری «آشغال» به ایران صادر كرده‌اند. رقم مورد بحث چنان است كه همه این امور را محتمل می‌كند و موارد مشابه – البته با رقم‌های كوچك‌تر – وجود داشته است.

5- اینكه چه كس یا كسانی قصور یا تقصیر داشته‌اند یا چیزی را می‌دانسته‌اند و اعلام نكرده‌اند – یا به موقع اعلام نكرده‌اند – و كدام جناح یا حزب یا گروه یا شخصیت ذی‌نفع بوده و حمایت یا چشم‌پوشی كرده و ... امثال اینها البته مهم است. اما مهم‌تر این است كه پیش از هرچیز پول‌های دزدیده شده پس‌گرفته و پس‌دهنده از امتیاز تبصره سه ماده سبق‌الذكر برخوردار شود. زیرا اگر این دزدان بعد از آنكه پول‌ها را به زبان خوش پس دادند از تعلیق اجرای مجازات استفاده كنند و در مدت تعلیق تحت مراقبت باشند و مالی برای ایشان باقی نماند و مثلا مجبور به كارهای سخت بشوند و در عین حال در اجرای ماده 188 اصلاحی قانون آیین‌ دادرسی كیفری مشخصات و عكس ایشان منتشر شود و مردم آنها را بشناسند، آنچه به جامعه و مردم می‌رسد بسیار ارزشمندتر از آن خواهد بود كه چند نفری محكوم به حبس یا حتی اعدام و «ردمال» شوند و قسمت مالی حكم - یعنی ردمال – مصداق همان چیزهایی باشد كه باید روی یخ نوشت و در آفتاب گذاشت.

جنبه دردناک‌تر قضیه این است كه دیگر كسانی با همین پول‌های دزدی در نقاط خوش‌ آب‌وهوای دنیا به عیش‌ونوش مشغول باشند و به سبیل امثال بنده بخندند و ما هم در اینجا حكم دادگاه را در دست بگیریم و به دنبال یافتن اموالی باشیم كه بتوان از محل فروش یا توقیف یا برداشت آنها سه‌هزارمیلیارد تومان حق برده شده مردم را وصول كرد.

آفتاب-بهمن کشاورز

تیمارستانی ها

 

فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.

هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.

وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.

هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست.

و اما خبر بد

این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.

هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه...

.....................

 حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون ؟؟؟!!!

اعتراض

باسلام

از اینکه یه بار دیگه میتونم بنویسم خیلی خوشحالم

من از بجنورد مینویسم.شهری که یکم عجیبه البته یه مقدار بیشتر از یکم!

بگذریم...

دیشب دانشگاه بجنورد شاهد اتفاقات عجیبی بود(حداقل برای من ترم یکی!)

دیشب اعتراضات نسبتا گسترده ای روبروی درب اصلی دانشگاه برگزار شد(کاملا خود جوووووش)

اصل ماجرا این بود که تقریبا ساعت هفت و نیم شب بود و همه ی بچه ها سوار سرویسای دانشجویی بودن و البته اتوبوس ها که تعدادشون از ۸دستگاه تجاوز نمیکرد به شدت شلوغ بود و براحتی میشه گفت که بیش از ۵۰۰ نفر رو در خودشون جای داده بودن.

منم مثل بقیه توی اتوبوس بودم که دیدم به تحریک چند نفر از بزرگای دانشگاه (بچه های ترم بالایی و شورای صنفی)دسته دسته دانشجوها از اتوبوسا پیاده شدن و ابتدا مانع از حرکت اتوبوسا شده و بعدش هم شروع به شعار دادن و اعتراض نسبت به وضعیت بد سرویس ها  و کمبود اونها کردن من هم که تا حالا اعتراض ذانشجویی رو از نزدیک ندیده بودم ٬از روی کنجکاوی هم که شده از اتوبوس پیاده شدم و همراه با جمعیت شدم حراست دانشگاه البته اون اطراف پرسه میزد ولی تعداد بچه ها اونقد زیاد بود که عملا از دست حراست هیچ کاری بر نمیومد!

حالا چند تا از شعرای بچه ها رو براتون مینویسم.

نترسید نترسید ما همه با هم هستیم

دانشجوی بی غیرت حمایت حمایت

دانشجو بیدار است ذلت نمیپذیرد

مسئول بی لیاقت استعفا استعفا

واقعا شور و شوق بچه ها و انرژیشون وصف ناپذیر بود.البته عده ی کمی هم به دلایلی که خودشون میدونن بقیه ی بچه هارو همراهی نکردن و توی اتوبوسا موندن ولی به جرات میتونم بگم که بالای ۹۵ درصد بچه ها بودن.

از اعتارض دیشب بچه ها که بگذریم میرسیم به مسائل و مشکلات جدی که دانشجویان دانشگاه بجنورد با اون روبرو هستن

۱-کمبود سرویس های دانشجویی

۲-فاقد خوابگاه بودن برای دانشجویان پسر

۳-سلف سرویس کوچک(البته نسبت به تعداد دانشجوها)که باعث صف طولانی میشود

و...

تا پست بعدی خدانگهدار

آغازی نو

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند بخشنده و مهربان

امروز این مطلب رو به قول دوستان از پاریس کوچولو!مینویسم

البته همون حج فقرای خودمون(مشهد الرضا)صد شرف داره به پاریس بزرگه چه برسه به پاریس کوچولو.متاسفانه توی این چند روز غربت حسابی منو اذیت کرده یکی از بزرگترین و اگه شعار نباشه به حق بزرگترین مشکلم دوری از غریب الغربا و شمس الشموس حضرت رضا(ع)بوده که گویی بنده رو لایق مجاورت در حریم رضوی ندانسته مارا از آنجا رانده اند. هر چند ایشان کریم تر از آنند که با ما به ظاهر شیعیان!خود چنین کاری کنند هر چه بر سر ما می آید نتیجه ی اعمال خود ماست

بگذریم...

داشتم مشکلاتمو میگفتم.یکی دیگه از مشکلات جدی دسترسی نداشتن یا بهتر بگم دسترسی محدود به اینترنته.

سایت دانشگاه یا پره و یا اینترنتش قطعه خوابگاه وایرلس داره و من لپ تاپ ندارم .موبایلم هم به قول یکی از دوستان نفتیه.

بهر حال باید سوخت و ساخت همین چند خطی که نوشتم از سرم هم زیاده .

معلوم نیست نوشته ی بعدی کی باشه.تا نوشته ی بعدی از همه ی دوستان شدیدا التماس دعا دارم.