ارزش افزوده و جایگاه خوزستان

 

این نقشه ، ارزش افزوده تولیدی استان ها را نشان می دهد . حال ارزش افزوده به چه معناست؟

فرض کنید برای تولید یک قرص نان 150 تومان هزینه شده ، یعنی مجموع پول آرد ، هزینه برق ، گاز ، اجاره محل و ... به ازای هر قرص 150 تومان بدست آمده است. قیمت فروش هر قرص نان نیز 250 تومان است ، لذا ارزش افزوده ای که با تولید هر قرص نان در این نانوایی ایجاد می شود 100 تومان می باشد.

نقشه فوق ارزش افزوده تولیدی استان های کشور را نشان می دهد که تهران و خوزستان اول و دومن.

خب برای تهران این رتبه طبیعی است زیرا علاوه برا اینکه پایتخت سیاسی کشور می باشد ، تقریبا در تمام زمینه ها تمرکزگرایی مطلق در این شهر وجود دارد.

خوزستان اما با وجود دارا بودن صنایع عظیم نفت ، گاز ، فولاد و همچنین تولیدات کشاورزی رتبه دوم در تولید ارزش افزوده کشور ، وضعیت بسیار نگران کننده ای در زمینه اشتغال دارد.

در آخرین سرشماری کشور ، شهر آبادان که بزرگترین پالایشگاه کشور در آن قرار دارد نرخ رشد جمعیتی منفی را تجربه کرده و خرمشهر نیز نرخ رشدی پایین تر از میانگین کشوری را داشته است ، همچنین در هر دو شهر نرخ اشتغال افراد از میانگین کشوری پایین تر بود.

با وجود پتانسیل هایی که ذکر شد و همچنین تاسیس سازمان منطقه آزاد اروند چنین وضعیتی در استان و این دو شهر بسیار دور از انتظار است.

در مصاحبه ای که با مهندس حمیدپور معاون وقت سازمان منطقه آزاد اروند و شهردار آبادان داشتم ، راجع به اقدامات سازمان در توسعه خرمشهر و همچنین بازگشت مهاجران به این شهر پرسیدم، ایشان پاسخ دادند یک پارک در حال احداث در مینوشهر داریم!
#محسن_غانمی
#برنامه_ریزی_شهری

پولی شدن استفاده از معبر ؛ درمانی اصولی یا مسکّنی موقت؟

شاید تا چند دهه پیش ترافیک و پیامدهایش در اکثر شهرهای ایران نه معضل بود و نه چالشی حل ناشدنی ، حتی در همین تهران ،کم نیستند تصاویری قدیمی که علی رغم نمایش تعداد بالای خودروها در معابر ، نشان از آسمانی آبی و صاف در شهر دارند . رنگی که این سال ها کمتر در آسمان تهران و کلانشهرها دیده ایم . امروز اما ، به تایید آمار و ارقام ، روزهای با هوای پاک کیمیا شده اند و خیابان های کم ترافیک آرزو . شاید هنگامی که خیابان احداث می کردیم و بزرگراه افتتاح می کردیم ، پیشامد این وضعیتِ فعلی در مخیله مان نمی گنجید. فکر می کردیم اگر ترافیک هست لابد به دلیل کمبود فضا برای تردد خودرو می باشد و طبیعتا احداث بزرگراه ، دوطبقه کردن آن و احداث تونلهای متعدد راه حل این کمبود است . اما هر چه بیشتر پیشتر رفتیم اوضاع بغرنج تر شد و چالش ها لاینحل تر . هرچه بزرگراه احداث کردیم ترافیک هم بیشتر شد و هرچه پارکینگ ساختیم جای پارک کمتر. ما تا اینجا هنوز حتی نمی دانستیم علت و منشا مشکل از کجاست ؟ مدام از خود می پرسیدیم ، ما که هر روز معبری افتتاح می کنیم ، ما پارکینگ های عمومی بیشماری ساخته ایم ، پس چرا ترافیک و معضلاتش روز به روز بیشتر و بدتر می شود؟ ما حتی با طرح هایی مثل محدوده زوج و فرد و طرح ترافیک خودروها را محدود کردیم ولی باز هم مشکل حل نشد که نشد...

چه کاری باقیمانده بود که نکرده باشیم ؟ چه راه حلی می توانست مشکلات ما را حل که نه ، کمتر کند یا حداقل از پیشرفت مشکلاتمان بکاهد . آخرین تزی که به فکر کارشناسان شهرداری تهران رسیده گویا پولی کردن پنج تونل این شهر است ، تا شاید بشود تردد را در این معابر مدیریت کرد و از تراکم آن کاست .در نگاه اول ، این تصمیم ، تصمیمی کاملا علمی و برخاسته از اصول ترافیکی در شهرسازی می باشد ، زیرا شما برای استفاده از خودرو خصوصی خود هزینه هایی را متحمل شهر و جامعه خود می کنید که می بایستی این هزینه ها را بپردازید ، این در حالی است که در ایران نه تنها شما این هزینه ها را نمی پردازید بلکه سالانه مبالغ هنگفتی صرف پرداخت یارانه سوخت به شما توسط دولت می شود .

 تقریبا در بیشتر کشورهای پیشرفته و توسعه یافته دنیا معابر پولی را می توان به عنوان راه حلی جهت مدیریت استفاده از خودروهای شخصی و البته درآمدزایی پایدار برای شهر یافت. البته در این کشورها پارامترهای مختلف اقتصادی و اجتماعی زمین تا آسمان با کشور ما متفاوت می باشند ، از درآمد سرانه گرفته تا قیمت خودرو و نسبت این قیمت به درآمد افراد و همچنین نرخ سوخت ، حمل و نقل عمومی ، نرخ لوازم یدکی ، میزان اشتغال و قوانین راهنمایی و رانندگی در این کشورها که قابل مقایسه با کشور ما نیست . در این کشورها شما خودرو را با هزینه نسبتا پایین خریداری می کنید لیکن استفاده از آن برای شما هزینه بالایی دارد و شما ترجیح می دهید جز جهت موارد ضروری و یا تفریح آخر هفته با خانواده ، از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید . البته وسایل حمل و نقل عمومی نیز در این کشورها هم از کمیت و هم کیفیت مناسبی برخوردار بوده و هزینه استفاده از آنها نیز معقول و مناسب است . هیچکدام از این موارد در ایران وجود ندارند ، یعنی نه قیمت خرید خودرو در ایران مناسب است نه هزینه استفاده از آن واقعی است ، و نه حمل و نقل عمومی در ایران کیفیت و کمیت قابل قبول و اتکایی را داراست . از طرفی درآمد پایین و درصد بالای بیکاری در ایران باعث شده تا بسیاری از افراد صاحب خودرو در ایران ، وسیله نقلیه خود را منبعی برای درآمدزایی به عنوان شغل دوم و گاهی حتی شغل اصلی تلقی کنند که با افزایش هزینه استفاده از خودرو تاثیر این افزایش هزینه در سراسر اقتصادِ جامعه خود را به شکل تورم نشان خواهد داد.

لذا با توجه به توضیحات ذکر شده به نظر نمی رسد کلیت اقتصاد و جامعه ایران به حدی از آمادگی رسیده باشد که زمینه اینگونه اقدامات جهت کاهش ترافیک و معضلات آن فراهم شده باشد . شهرداری تهران نیز می بایست به فکر درآمدهای پایدار دیگری برای خود بوده که به نظر نگارنده یادداشت ، این حرکت را باید با صرفه جویی در هزینه های غیرضروری در شهر آغاز کرد.
#محسن_غانمی
#برنامه_ریزی_شهری