در دوگانگی بین شرق و غرب یا همان کمونیسم و لیبرالیسم ، مطالب و گفته های زیادی را در نقد هر دو نگرش خوانده ایم و شنیده ایم ، اینکه کمونیسم عدالت ندارد و لیبرالیسم بی رحم است . هر دوی این نگرش ها تا حد زیادی جایگاه و کارکرد خود را از دست داده و حتی در مهدهای شکل گیری خود مقبولیت آنچنانی ندارند ، کمونیسم با فروپاشی شوروی عملا طومارش در هم پیچیده شد و لیبرالیسم با ظهور افکاری مانند سیاست های مارگارت تاچر و دولت های رفاه ، البته لیبرال ها به این راحتی دست از سودهای کلانی که عمدتا با بکارگیری طبقه فرودست و استثمار آنان به جیب می زدند ، نگذشتند ، و نئولیبرالیسم را به عنوان آلترناتیو مناسب برای لیبرالیسم مطرح کردند ، رویکردی که در ظاهر دولت را موظف می کرد تا اگر خلل و مشکلی در سیاست های بازار آزاد به وجود آمد ، خود راسا اقدام کرده و اوضاع را کنترل کند ولی در باطن دولتها را در خدمت نظام سرمایه داری قرار می داد تا این بار به صورت قانونی و دولتی پولدارها پولدارتر و فقرا فقیرتر شوند.

این مقدمه و نگرش های مطرح شده در آن در دو سمت جهان یعنی آمریکا و اروپای غربی و شرق آسیا و شوروی سابق اتفاق می افتاد ، البته کشورهای دیگری هم بودند که هوادار این یا آن رویکرد و سیاست لقب گرفتند اما اصل داستان در این دو نقطه جغرافیایی بود . و خب همانطور که ذکر شد با نمایان شدن ضعف های این دو رویکرد ، سعی شد مضرات آن تعدیل شوند .

بحث اصلی اینجاست ؛ طبیعتا از نظام سرمایه داری انتظاری نیست تا دلش برای دهک های فقیر بسوزد و چاره ای برایشان بیندیشد چرا که اصلا خود مسبب فقیرتر شدن آنهاست ، البته هم آنها ادعایی ندارند که مبانی دینی یا ایدئولوژی هایشان برای حمایت از فقراست .

اما چه می شود در کشور 80 میلیونی مسلمان و اغلب شیعه ایران که الگویش را حکومت امیرالمومنین می داند و اقتصادش را وام گرفته از اقتصاد اسلامی می شمارد ، دولتش اینقدر راحت نئولیبرالیسمی که خود غربی ها هم بر ظالمانه بودنش صحه می گذارند را تابع النعل به النعل پیاده کند و صدای هیچکس هم در نیاید . چه می شود که بزرگترین اجتماع مذهبی جهان اسلام که هر سال خون تازه ای را در رگ های خسته مسلمانان و شیعیان جاری می کند تبدیل می شود به محلی برای درآمدزایی بزرگترین کشور جهان تشیع ؟ چه می شود که ویزایی که اگر به همان نرخ 4000 تومانی دلاری که دولت با لطایف الحیل نزدیک اربعین آن را بالا برده صادر نمی شود و آن را 4250 تومان به خلق الله می دهد؟ آن هم مردمی که اغلب از اقشار ضعیف هستند . چه می شود که آن کَرَم و جود میزبانان زائران را نمی بیند و الگو نمی گیرد و بجای اینکه سعی در کنترل بازار در این روزها داشته باشد خود مجوز افزایش صد در صدی کرایه های اتوبوس هایی که راهی مرز هستند را صادر می کند و در مقابل افزایش 300 درصدی آن سکوت می کند؟ چه می شود که هرساله به بهانه حق بیمه و خدمات و ... 30 هزارتومان از هر فرد پول می گیرد و آخرش هم معلوم نمی شود این پول ها واقعا برای رساندن خدمات به زوار استفاده شده یا اختلاس های میلیاردی و حقوق های نجومی آقایان و آقازاده ها؟

راستی ... چه می شود که اعتقادات و باورهای پاک مردم فرصتی می شود برای درآمدزایی دولت؟ اگر اسم این نئولیبرالیسم (آن هم از بی رحم ترین نوع) نیست ، پس چه نامی را می توان برای آن گذاشت؟؟؟