از وقتی که با افزایش عجیب و غریب تعداد مقالات و عناوین ( و نه تیراژ) کتاب ها مواجه شده ایم ، پدیده ای به نام سخت نوشتن را به صورت روز افزونی شاهد بوده ایم . سخت نوشتن یعنی اینکه نویسنده با استفاده بیش از حد از واژگان نامانوس و نامتعارف با واژگانی که روزانه در سطح رسمی و غیر رسمی کشور (رسانه های صوتی ، تصویری ، نوشتاری ، مجازی و محاورات مردمی) بکار برده می شوند سعی در القای این مطلب دارد که متن او بار علمی بالایی دارد . اغلب این مقالات و کتابها اتفاقا از نظر علمی و تخصصی حرف خاصی برای گفتن نداشته و صرفا کپی برداری ناقصی از مطالب و نظریات قبلی عنوان شده در کتب و مقالات مختلف هستند و فقر بار علمی اثر خود را با اینگونه نوشتن ، از واژگان عجیب و غریب گرفته تا جملات بی سر و تهی که پیدا کردن فعل در آنها بسیار سخت بوده ، سعی می کنند بپوشانند. آثار ترجمه شده در این زمینه به مراتب وضعیت بدتر و وخیم تری دارند به گونه ای که در رشته تخصصی حقیر (شهرسازی) کتابهای فراوانی را می توان مثال زد که علی رغم معروف بودن فرد ترجمه کننده در سطح ملی و حتی بین المللی ، شاهد عبارات و جملات بسیار نامفهوم و گاه خنده دار بوده که ناخودآگاه ما را به یاد ابزار ترجمه گوگل می اندازد.

علاوه بر اینکه در سطح نوشتار با این پدیده نامبارک و نامیمون روبرو هستیم ، در سطح گفتاری (سخنرانی های همایش ها ، کنفرانس ها ، و حتی تدریس اساتید در کلاسهای دانشگاهها) نیز به مرور شاهد افزایش این نحوه از صحبت کردن می باشیم. همانطور که در بالا ذکر شد ، دلیل اصلی این رفتار حتی در سخنرانی ها و صحبت های به ظاهر علمی افراد ، فقر دانش و علمی بوده که فرد می بایست در آن جلسه به مخاطبین خود انتقال دهد . طبیعتا وقتی نوشته یا سخنرانی سخت باشد و به راحتی فهمیده نشود ، کاستی ها و کمبودهای آن هم از نظر تخصصی دیده نخواهد شد ، لذا فرد نویسنده یا گوینده با این توجیه که سخنرانی علمی و یا نوشتار علمی ضوابط و چارچوبی دارد که باعث این نحوه از نگارش و یا بیان می شود ، ضعف کار خود را پوشانده و در عین حال اثر خود را از نظر علمی دارای ارزش معرفی می کند.

به نظرم یکی از دلایلی که اقبال دانشجویان به آثار علمی و تخصصی بسیار کمتر از گذشته شده  همین نحوه نگارش می باشد . مثالی در این زمینه می تواند موضوع را روشن تر سازد ؛ دکتر صادق زیبا کلام به عنوان فردی آکادمیک و دانشگاهی دارای آثار (مکتوب و غیر مکتوب) فراوانی در زمینه تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران و جهان هستند . لیکن مبانی علمی آثار ایشان تقریبا برای همه دانشگاهیان و حتی غیر دانشگاهیان قابل درک و فهم می باشند . کتابهای ما چگونه ما شدیم ، غرب چگونه غرب شد ، تولد اسرائیل و ... نمونه هایی از نگارش آسان و قابل فهم علی رغم استفاده از مبانی علمی در این آثار هستند.

همچنین در پذیرش مقالات علمی در ژورنال های داخلی ، جدای از مسائل پشت پرده و پارتی های مختلفی که در این زمینه باید داشته باشید ، سخت نوشتن و استفاده از واژگان و جملات گنگ و نامفهوم نقش و تاثیر به سزایی در پذیرش و یا به اصطلاح اکسپت مقاله شما خواهد داشت . چه اینکه بارها دیده شده ، مقاله ای با وجود رعایت تمامی چارچوب ها و قواعد روش تحقیق علمی و همچنین پرداخت مناسب به موضوع و نتیجه گیری خوب ، به دلیل اینکه خواننده با یک بار خواندن جملات آن ها را به راحتی فهمیده و با انگ علمی نبودن شیوه نگارش رد شده اند!

لذا به نظرم این سخن که هرچه نوشته آسان تر و قابل فهم تر باشد دارای بار علمی پایین تری است و بالعکس کاملا نادرست بوده و هرچه متن سختتر فهمیده شود نشانه ضعف کار نویسنده آن خواهد بود.