دستاوردها و انتظارات از مدیریت شهری مشهد

کم کم چمدانهای اعضای شورای شهر و اغلب مدیران شهری در حال بسته شدن است. شاید بسیاری از افراد تاثیرگذار فعلی در شورا و شهرداری مشهد را تا 2-3 ماه آینده دیگر در در مسئولیت فعلی آنها نبینیم و در زمینه و عرصه دیگری مشغول به فعالیت شوند.
این روزها مهمترین سوال در خصوص دستاورهای 4 ساله مدیریت شهری فعلی و مطالبات و درخواستها از مدیریت شهری آینده مشهد است. اینکه شورای شهر مشهد در دوره 4 ساله خود چه اقدامات مثبتی انجام داده، چه جاهایی را کم کاری کرده و کدام تصمیماتش اثر منفی بر شهر و شهروندان مشهد گذاشته است؟
شاید بهتر باشد در دو سطح این موضوع را بررسی کرد:
1- شهروندان
2- متخصصین شهری
شهروندان به تبع محل سکونت، میزان درآمد، وضعیت فرهنگی و اجتماعی و دیگر ابعاد شخصیتی خود ممکن است پاسخهای بسیار متفاوتی به سوال دستاوردها، نقاط قوت و ضعف مدیریت شهری در چهارسال گذشته داشته باشند. در نگاهی عمیقتر شاید بتوان حتی از نقاط قوتی که شهروندان اعلام میکنند به نقاط ضعف مدیریت شهری پی برد. آنجا که این روزها بعضا در کوچه و خیابان فضای حقیقی و مجازی میشنویم و میخوانیم که افراد میگویند شهرداری پلهای زیادی ساخته و خیابان ها و بزرگراههای بسیاری را تعریض و احداث کرده است. همین پاسخ شهروندان نشان میدهد هنوز مفهوم خودرومحوری و مضرات آن برای شهر و شهروندان در کوتاهمدت و بلندمدت مشخص نشده است. یکی از مهمترین وظایف شهرداریها آموزش شهروندان است. شاید انتظار ما زیاد است که توقع داشته باشیم شهرداری چیزی را به شهروندان آموزش دهد که خود همواره در این 4 سال ناقض آن بوده است. و آن مفهوم تشویق پیادهمداری، کاهش خودرومحوری در حد امکان و ترویج استفاده از حمل و نقل عمومی است.
در سوالی مشابه از متخصصین، ما بایستی متخصصین را به دو گروه متخصصین داخل سازمان و افرادی که مستقیم و غیرمستقیم با شهرداری همکاری دارند و متخصصین خارج از سازمان تفکیک کنیم.
قابل درک است که متخصصین داخل سازمان به دلایل مختلفی از تصیمات اتخاذ شده و اجرا شده در این دوره دفاع کنند و حتی بعضا آنها را باعث افتخار خود بدانند اما شاید بررسی نظرات متخصصین خارج از سازمان درک روشنتری از وضعیت چهارسال گذشته به ما ارائه دهد.
مسئله از ابعاد مختلف قابل بررسی است. حمل و نقل و ترافیک یکی از این ابعاد بود که به آن اشاره شد و توجه دیوانهوار به افزایش کمی سطح بزرگراهها و محورهای خودرویی مورد نقد قرار گرفت. لیکن نقدی که شاید متوجه بسیاری از مدیران شهری حتی در دوره های پیش باشد، برخورد جناحی با استفاده از متخصصین در امور شهری بوده است. جایی که با نگاهی ساده به ترکیب برخی مدیران میانی و رده پایین شهرداری حس میشود سمتهای مدیریتی را به مثابهای کیکی بین فعالین ستادهای انتخاباتی تقسیم کردهاند. افرادی را در قسمتهای مختلف گذاشته اند که کمترین ارتباطی با مدرک دانشگاهی و بعضا سوابق تجربی آنها داشته و صرفا به دلیل چندصباحی فعالیت در ستاد برخی آقایان و یا چند مقالهای که اینجا و آنجا با محتوای سیاسی و جناحی نوشتهاند بکارگیری شده و وارد مجموعه شهرداری شدهاند.
شاید اگر از همین حالا از مدیریت شهری جدید این مطالبه را داشته باشیم که بکارگیری افراد فارغ از جناح و حزب و صرفا براساس همان ترکیب تخصص و تعهد آنان باشد، سخن و مطالبهای به گزاف یا خارج از چارچوب انسانی و عقلانی نباشد.
شاید اگر از همین حالا از مدیریت شهری جدید بخواهیم کم کم اول در بدنه شهرداری و سپس عامه مردم سعی کند فرهنگ پیاده محوری و فرهنگ استفاده از دوچرخه و حمل و نقل عمومی را به جای خودرومحوری و افزایش سرعت خودروی شخصی در خیابانها ترویج دهد بهتر از آنست که چهارسال دیگر دوباره بیاییم و بگوییم چرا بیرویه بزرگراه ساختید و انسان را به حاشیه بردید.
شاید اگر از همین حال از مدیریت شهری جدید بخواهیم فکر کند و راههای برقراری عدالت واقعی را در شهرها با مشورت متخصصین بررسی کند بهتر از آن باشد که چهارسال دیگر آسیبشناسی کنیم که چرا شورا و شهرداری مدعی عدالت نتوانست این مهم را (ولو اندکی) در شهر پیاده کند.
شاید اگر از همین حالا...
#محسن_غانمی
#برنامه_ریزی_شهری
سعی می کنم تحلیل ها و اطلاعات روز در خصوص برنامه ریزی شهری و مسائل شهری را اینجا به اشتراک بگذارم.