✅ نوستالژی فوتبال

✍️ فوتبال فراتر از لذتی لحظه ایست . فوتبال مجموعه ای از تمام سایه روشن های ذهن در گذر زمان است . فوتبال می تواند برای یک کودک یا نوجوان دهه هفتادی پلی استیشن 1 باشد و آن بازی معروف فوتبال 98اش ، فوتبال می تواند به مثابه رمز و رازی به پیچیدگی دوتا بالا دوتا پایین چپ راست چپ راست ضربدر دایره باشد و دو تیم زرد و آبی پوش منتخب جهان و اروپا را با تمام ستاره هایش به سان معجزه ای بر صفحه تلویزیون ظاهر کند . و برای دو دقیقه بازی ، پول توجیبی یک هفته اش را ذخیره کند و در ذهنش ترکیب تیم مورد علاقه اش را بچیند.

✍️ فوتبال برای کودکِ 20 سال پیش می تواند خریدن آدامس آیدین یا پرستو باشد به امید و لذت عکسی که در آن چهره ستاره یا تیم محبوبت را ببینی و کلکسیون کارتها و عکسهایت را جایی جمع کنی و آلبوم شگفت انگیزی از خاطرات و نوستالژی ها برای خودت بسازی تا 20 سال بعد و در آستانه جام جهانی 2018 آن را ورق بزنی و کیف کنی و کیف کنی و کیف کنی .

✍️فوتبال می تواند لذت دیدن صلاح باشد به یاد رباح ماجر الجزایری ها که تکرار شود آن امید شمال آفریقا این بار در قامت یک فوق ستاره مصری . فوتبال می تواند برای هوادار آرژانتین 98 حسرت همان 3 ثانیه قبل از اتمام بازی باشد که ضربه ماندگار برگکمپ به طاق دروازه کارلوس روآ بوسه زد .

✍️ فوتبال می تواند قاب به یاد ماندنی فریادهای کریستین ویری پشت سر داور اکوادوری بازی ایتالیا کره در جام جهانی 2002 باشد . فوتبال می تواند چشم های از حدقه درآمده و ترسناک پیر لوئیجی کولینا باشد وقتی که از بازیکن داخل زمین تا تماشاگران تلویزیونی حتی ، در مقابلش میخکوب و خاموش می شدند . فوتبال می تواند آن گل تاریخی رونالدینیو باشد به به انگلستان و دیوید سیمن که بعد از 16 سال کسی درکی از هدف رونالدینیو از آن ضربه استثنایی ندارد .

✍️ فوتبال یعنی کاتاناچیو ایتالیا ، توتال فوتبال هلند ، تیکی تاکای اسپانیا ، ژوگوبونیتوی برزیل ، فوتبال ماشینی آلمان ... فوتبال مجموعه ای از لحظه های ماندگار در تاریخ خودش است ، تاریخی شگفت انگیز و پر فراز و فرود ، تاریخی که فراوانی تجمعی تجربه ها و لحظه هایش ما را به اینجا رسانده که لحظه شماری کنیم روزها را برای فرارسیدن بزرگترین فستیوالش که هر 4 سال این بار قرار است سرزمین سرد روسیه را با هُرم گرمای شورانگیزش انرژی بخشد.

☑️ فوتبال فراتر از لذتی لحظه ایست...

پژوهش از آنچه تصور می کنیم پیچیده تر است!

یکی از دلایل بالا رفتن رتبه ایران در تولید علم ساده انگاری در پژوهش است . ساده انگاری به این معنا که هدف اصلی پژوهش که همانا یافتن روش هایی جهت زندگی بهتر بشر می باشد ، به فراموشی سپرده شده و به جای آن پربارتر شدن رزومه ، ارتقای رتبه علمی ، انجام تکالیف درسی و این قبیل موارد تبدیل به هدف اصلی پژوهش شده است . پژوهش که چه عرض کنم ، در بهترین حالت می شود کارهایی که امروزه به نام مقاله و کتاب در جاهای مختلف چاپ و نشر می شود را یک اثر گردآوری شده دانست . باز همین اثر اگر تعدد و تنوع خوبی از نظر منابع داشته باشد و با یک منطق و نظمی گردآوری صورت گرفته باشد قابل احترام و اتکاست ، زیرا سبب به حرکت درآمدن دغدغه ، فکر و ایده به منظور پژوهش در خوانندگان می شود . لیکن همین گردآوری را هم درست انجام نمی دهیم ، منابعمان اغلب کم ، قدیمی و غیر مفید برای مسئله و موضوع ما هستند.
همانطور که عرض شد هدف اصلی پژوهش بایستی رفع حداقل یکی از مسائل مبتلا به بشر باشد ، و یا اثرات منفی آن مسئله را در زندگی وی کمتر کند . اما این تازه قدم اول در شروع یک پژوهش است . برای انجام پژوهش باید اول تشخیص بدهیم با توجه به تخصص ما کدام مسئله در جهان مهمتر است و بر زندگی انسان ها بیشتر تاثیر گذاشته ؟ شناخت خودِ مسئله هم کار سهل و آسانی نیست ، ممکن است در ذهن یکی مسئله ای مهمتر و در ذهن دیگری مسئله ی دیگری مهمتر باشد . برای یافتن پاسخ این سوال باید ببینیم جامعه هدف ما کدام مسئله و موضوع را دغدغه اصلی خود می داند ، مگر قرار نیست ما برای راحت تر شدن زندگی انسان ها تلاش کنیم ؟ پس ابتدا باید از همان انسان بپرسیم مشکل اصلی شما چیست؟ دغدغه مهم زندگی شما چیست؟
پس از تعریف و شناخت مسئله باید زوایای مختلف آن را بررسی کنیم ، چه موضوعاتی رو این مسئله تاثیر گذاشته ؟ چه مواردی باعث حاد شدن آن گشته ؟ ادامه وضع فعلی چه اثراتی بر جای خواهد گذاشت ؟ مداخله به چه صورت باید انجام پذیرد؟ اطلاعات مورد نیاز ما چیست و چگونه باید جمع آوری گردد؟ و...
تمام این سوالات باید در همان ابتدای کار در ذهن پژوهشگر مطرح شوند. 
بعد از طرح موضوع و بررسی اجمالی آن در محدوده مورد مطالعه ما باید سه گزاره را برای خود تعیین کنیم
اگر این سه گزاره به درستی بررسی شده و با دقت جوانب آن دیده شود ، پژوهش ما راه درستی را در پیش خواهد گرفت و نتایج آن مناسب خواهند بود ، در غیر اینصورت صرفا همان رزومه یا ارتقای مرتبه علمی و یا تکلیف درسی ما می شود و ابدا هیچ تاثیر عملی در زندگی افراد نخواهد داشت.
این سه گزاره عبارتند از:
کجا قرار داریم
به کجا می خواهیم برسیم
چگونه به مقصد برسیم
این سه گزاره یعنی روش تحقیق ، یعنی بیان مسئله به صورت روشن و واضح ، یعنی ارائه اهداف واقع بینانه پژوهش و همچنین بیان ابزار پژوهش
در پایان نامه ها این قسمت از پژوهش فصل اول آن را تشکیل می دهد ، به جرات می توان گفت 80 درصد پایان نامه همین فصل اول آن است ، اگر مسئله به درستی تبیین شود ، سوالات و اهداف پژوهش براساس واقعیات موجود طرح شوند و ابزار انجام آن نیز دقیق شناسایی شوند ، شما علاوه بر اینکه از فرآیند پژوهش لذت خواهید برد ، نتایج آن نیز برای جامعه شما مفید خواهد بود . در غیر اینصورت در ادامه کار به مشکلات عدیده ای بر خواهید خود که اگر انسان دغدغه مند و سالمی باشید ، زمان و هزینه انجام پژوهش برای شما چندین برابر خواهد شد و در غیر اینصورت روش غلط ، و نتایجی به دور از واقعیت را در پیش گرفته و تحصیل خواهید کرد.
لذا برخلاف تصور اغلب دوستان و همچنین اکثر قریب به اتفاق کارهایی که با نام پژوهش در کشور صورت می گیرند ، پژوهش از آنچه تصور می کنیم پیچیده تر است!

سوم خرداد

مدتها بود می خواستم در مورد پایان نامه خودم که بیشتر از یک سال براش وقت گذاشتم و برخلاف تصورم که فکر می کردم دو ماهه میشه جمعش کرد ، طول کشید پستی بذارم.
خب با توجه به عنوان پایان نامه که "بررسی جایگاه منطقه آزاد اروند در توسعه اقتصادی شهر خرمشهر" بود چه موقعی بهتر از حالا برای گذاشتن این پست . الان که در دقایق اولیه سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر هستیم و می خوام اینبار به دور از کلیشه های موجود راجع به این روز و یادآوری آزادی بدون آبادی این شهر ، کمی به فَکت ها و حقایق علمی و صد البته شرایط موجود شهر بپردازم.

کار روی این پایان نامه به اندازه کل دوران تحصیلم به من درس داد . اولا فهمیدم ما در ایران دچار فساد سازمان یافته و ساختاری هستیم و عملا امیدی به رفع و حل این فساد وجود نداره ، این واقعیتی هستش که من با چشمانم در شهر خرمشهر دیدم ، نهادها و افراد مختلفی که غرق در فساد و رانت عریان بودن و وزارت اطلاعاتی که ریگی رو توی هوا شناسایی کرد ، اراده ای برای برخورد با این نهادها و افراد نداره و این یکی از اصلیترین مشخصه های فساد سازمان یافته هستش ، یعنی نهادهایی که باید با فساد مقابله کنن (به دلایل مختلف) چشم به فساد ببندن.
ثانیا یکی از سختترین مراحل پژوهش توی ایران که در خرمشهر هم مصداق داشت ، قسمت جمع آوری اطلاعات بود . شما با اینکه چندین نامه و کارت از دانشگاه و دانشکده با ذکر عنوان موضوع ، و مشخصات کامل خودتون ارائه میدین ولی برخورد با شما کاملا توهین آمیز و ابدا بدون ذره ای همکاری برای ارائه اطلاعات هستش ، این شرایط رو اکثر دوستان تجربه کردن.

این تحقیق با بررسی بیشتر از شصت شاخص در زمینه های مختلف برای شهر خرمشهر انجام شد و اطلاعات مربوط به هر شاخص بین سالهای هشتاد تا نود و چهار (یعنی پانزده سال) استخراج شد .توجه کنید که ساختن شاخص کلی اقتصادی با توجه به شاخص هایی که قبلا در سطح ملی مثل مرکز آمار ، بانک مرکزی  و... ارائه کرده بودن و همچنین شاخص توسعه سازمان ملل و تلفیق اونها با شرایط محلی و اطلاعات موجود صورت گرفت ، به وسیله روش های مربوطه شاخص سازی انجام گرفت و با استفاده از تکنیک سری های زمانی (time series) نمودارهای مربوط به هر شاخص استخراج شد . شاخص اصلی همون توسعه اقتصادی بود و این شاخص در سطح استان خوزستان و شهر خرمشهر ساخته شد . کار بسیار سخت و زمان بری بود . به چند دلیل : همونطور که گفتم دستیابی به این حجم از داده ها اونم برای شهری مثل خرمشهر کار بسیار سختی بود ، این داده ها برای شهر خرمشهر و استان خوزستان در پانزده سال استخراج شد ، دسته بندی و منظم کردن داده ها وقت زیادی گرفت و استخراج نمودارهای اونها همچنین . البته حالا من یک بانک اطلاعاتی قوی برای پانزده سال در سطح خرمشهر و خوزستان دارم که میتونه برای پژوهشگرانی که در آینده میخوان روی این شهر کار کنن به کار بیاد.

یکی از ابزارهایی که در کنار تحلیل داده ها استفاده کردم ، مصاحبه بود . مصاحبه با کارشناسانی از شهرداری خرمشهر ، فرمانداری خرمشهر ، اتاق بازرگانی خرمشهر و سازمان منطقه آزاد اروند ، این قسمت از کار خیلی به فهم وضع موجود و واقعیت های شهر کمک کرد . اینجا بود که فهمیدم تعریف مجدد جایگاه منطقه آزاد و شهرداری در مدیریت شهر اصلی ترین نیاز اون منطقه و تمام مناطق آزاد هستش ، اینجا بود که فهمیدم ایجاد یه گروه مشترک بین نهادهای موثر در شهر برای هماهنگی تصمیم ها چقدر مهمه ، اینجا بود که فهمیدم بعضی افراد در شهر چوب لای چرخ توسعه میذارن و وجودشون برای خرمشهر به شدت مضر هستش.
بهر حال از برایند شاخص ها به شاخص کلی توسعه رسیدم که نمودار توسعه رو بین سالهای هشتاد تا نود و چهار در دو سطح شهر و استان استخراج کردم که در عکسها موجود هستش.
و از برآیند نتایج مصاحبه ها و تحلیل شاخص برای آینده شهر و پیشنهادات استراتژی ارائه کردم که برای خروج از این وضعیت نیاز به اقدامات متهورانه و ریسکی رو تشخیص دادم . مثل بیماری که برای احیا نیاز به شوک داره شهر هم تصمیمات سریع و بزرگی برای خارج شدن از وضعیتش نیاز داره که این تصمیمات در شش بعد ارائه شدن ، همونطور که عرض کردم بخش مدیریتی مهمترین بخشی بود که نیاز به اقدام عاجل داشت و منظور از مدیریت یکی اصلاح قوانین هستش و یکی هم ورود نهادهای نظارتی به فسادی که در تار و پود شهر رخنه کرده که باز هم من بعید میدونم عزمی توی دستگاههای نظارتی برای اینکار باشه.
اگر بخوام خلاصه کامل و جامعی از روش کار ، تجزیه و تحلیل ، و نتایج و یافته ها ارائه بدم شاید ده صفحه دیگه هم باید می نوشتم ولی به همین بسنده میکنم . کارم در کنار ضعفهای زیادی که داشت نکته مثبتش به نظر خودم ایجاد یه بانک اطلاعاتی برای محققان و پژوهشگران بود که اگر کسی بخواد ادامه این راه رو بره با کمال میل حاضرم کل دیتایی که جمع کردم رو در اختیارش بذارم.